محمد  حسین محمدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد حسین محمدی
آرشیو وبلاگ

مترجم سایت

      نبرد سوم (این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنی**اين سفر همره تاريخ به جا مي ماند)
شهادت در کلام امیرالمومنین(ع) (قسمت اول) نویسنده: محمد حسین محمدی - ۱۳۸۸/۸/٢۱

امام علی

قسمت اول

مقدمه:

هدف این مقاله نظری بسیار کوتاه بر ابعاد موضوع «شهادت‏» در کلام امیرالمؤمنین علی‏علیه السلام است. بدون تردید، پایه و مبنای ترسیم سیمای «شهادت‏» در نهج‏البلاغه، ترسیم سیمای «مرگ‏» است؛چرا که شهادت، حیات مرگ است و به بیانی، مرگ ، مرگ است که آن حضرت فرمودند: «ان اکرم الموت القتل‏» . (1)

 

سر سعدی چو خواهد رفتن از دست

همان بهتر که در پای تو باشد

                                                                                  (سعدی)


اما چنانچه بخواهیم این بحث را به صورت منطقی و در یک سیر تحقیقی نظام‏مند دنبال کنیم، نخست‏باید به طرح‏بحث «مرگ در قرآن‏» بپردازیم، سپس «سیمای مرگ نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله‏» را پی‏گیریم و در نهایت، در کلام و نظر مولاعلی علیه السلام به فهم و تحلیل دیدگاه آن حضرت در این‏باره بپردازیم.

بدین سان، بر اساس این پایه اصلی، باید در دور دوم بحث، «شهادت در قرآن‏» ، سپس در کلام و سیره پیامبرصلی الله علیه وآله و در آخر، سیمای «شهادت در نهج‏البلاغه‏» را تبیین نماییم; (2) چرا که «ولی‏» از «نبی‏» و او نیز از «وحی الوهی‏» قابل تفکیک نیست و هر یک دریچه‏ای برای فهم دیگری به حساب می‏آید و قطعا مبنای اصلی در بحث «شهادت در نهج‏البلاغه‏» ، کلام الله و رسول‏الله ‏صلی الله علیه وآله است.

اما جدای از بایسته‏های پژوهشی مزبور، آنچه در این نوشتار آمده، مروری است‏ بسیار کوتاه به بحث مرگ در نهج‏البلاغه و ارتباط آن با مساله شهادت تا فرازهایی از پایه‏های اصلی آن طرح تحقیقی بزرگ به دست آید.

 

پای ما لنگ است و منزل بس دراز

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

حافظ از سرپنجه عشق نگار
همچو مور افتاده شد بر پای پیل (3)

 

 شهید شاهد:

شهادت شهید، جلوه‏شهودابدی‏اوست:

«ان الله علی کل شی‏ء شهید» (حج: 17)

و شهید، پرده از شهد شیرین ابدیت‏برمی‏دارد:

«. . . بل احیاء عندربهم یرزقون‏» (آل‏عمران: 169)

چرا که مقام الوهیت، مشهدشیرینی‏ذات‏ابدی‏الهی‏است:

« فرحین بما آتیهم الله من فضله. . . » (آل‏عمران: 170)

 

از آن لطف کایزد بر ایشان نهاد
همیشه رضایند و باشند شاد. (4)

 

و دراین‏آینه نمایی، عارف‏متعالی‏تقرب می‏جوید، عشق‏می‏نمایاندوشهدمی‏پراکند; یعنی که او شهید شاهد مقام قرب است؛چرا که: « لقا بایدت کرد با کردگار» ، (5) آن سان که فرمود:

«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه‏» (انشقاق:6)

و مولای شهیدان، مولای شاهدان نیز هست؛ چون نخستین شهید شاهد مقام شهود الهی نیز اوست:

«. . . الست‏بربکم قالوا بلی شهدنا. . . » (اعراف: 172)

 

. . . در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سرنکشد وز سر پیمان نرود
. . .  آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود، از دل و از جان نرود. . . (6)

 

پس شهدشیرین‏شهادت، تنهادرسیمای اولین‏شهیدشاهد رخ می‏نمایدکه«. . . شهیدان را شهیدان می‏شناسند. » (7) و البته چنین شهدی‏تنهادرآینه شکر و سپاس چهره می‏یابد که فرمود: «یا رسول الله، لیس هذا من مواطن الصنبر و لکن من مواطن البشری و الشکر» (8)

ضریح مطهر حضرت علی علیه السلام

 

دوش وقت‏سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند.

                                                                           (حافظ)                                                                                 

پس کلام ربانی (9) برتر از فلک و ملک مولای شهیدان شاهد، می‏تواند پاره‏هایی از آن سیمای نورانی آسمانی و باقی را به دنیای‏ظلمانی‏زمینی‏وفانی (10) مابنشاند که:

 

نردبان آسمان است این کلام
هر که از آن بر رود آید به بام
نی به بام چرخ کان اخضر بود
بل به بامی کز فلک برتر بود. (11)

 

و آن حضرت خود نیز می‏فرمود: «. . . انما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمة، یستضی‏ء به من ولجها. » (12)

آماده مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است و همچون‏مردمی‏باشید که بر آن‏ها بانگ زدند و بیدار شدند و دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند.

مرگ شیرین :

اگر آن حضرت، شهادت را شیرین می‏داند، بدان روست که به «مرگ‏» ، نظر دیگری انداخته است و با آن انس عاشقانه و پیوند پرشور کودکانه دارد که فرمود: « هیهات بعد اللتیا والتی، والله لابن ابی‏طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه‏» (13)؛ پس از آن همه جنگ‏ها و حوادث ناگوار، سوگند به خدا که علاقه پسر ابوطالب به مرگ، از انس طفل به پستان مادرش بیش‏تر است. و او با مرگی آشناست‏که‏ازخاک‏به افلاک هدایتش نماید:

 

بگذر از مرگی که سازد با لحد
زان که این مرگ است، مرگ دام و دد
مرد مؤمن خواهد از یزدان پاک
آن دگر مرگی که برگیرد ز خاک

                                                                                                                             (اقبال لاهوری)

شهادت نزد او، حیات مرگ است; چه این‏که «مرگ‏» پایان حیات انسان نبوده و در مرحله تکاملی و تعالی بشر قرار دارد; یعنی

 «و نترسیم از مرگ ، مرگ پایان کبوتر نیست

 مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می‏گوید. . . »

                                                                           (سهراب سپهری)

 

عاشقان را این ممات آمد حیات
عارفان هم زنده‏اند از این ممات
هم از این مردن شهید آمد شهید
نه ز زخم تیغ و خنجر، ای رشید.

                                                                                                                                  (نراقی)

اگر آن حضرت، موت را پایان حیات نمی‏داند، از آن روست که مالک موت را مالک حیات نیز دانسته است: «. . . واعلم، ان مالک الموت هو مالک الحیاة، و ان الخالق هو الممیت، و ان المفنی هو المعید. . . . » (14)؛ بدان که در اختیار دارنده مرگ همان است که زندگی رادر دست دارد و پدید آورنده موجودات است. همو می‏میراند و نابود کننده هموست که دوباره زنده می‏کند.

 

جلوه بقای هستی مطلق :

در حقیقت، مرگ دور دیگری در قوس صعودی انسان به سوی الله تعالی است؛ « انا لله و انا الیه راجعون. » (بقره: 156)

از آن بزرگوار نیز چنین نقل شده است: «و قد سمع - علیه السلام - رجلا یقول:« انا لله و انآ الیه راجعون‏»

فقال: ان قولنا - انا لله - اقرار علی انفسنا بالملک و قولنا - و انا الیه راجعون - اقرار علی انفسنا بالهلک‏» ; (15) آن حضرت علیه السلام شنیدند که شخصی می‏گفت: «انا لله و انا الیه راجعون‏» فرمودند: این سخن ما که می‏گوییم: «ما همه از آن خداییم‏» ، اقراری است‏به بندگی و این‏که می‏گوییم: « بازگشت ما به سوی اوست‏» اعترافی ست ‏به نابودی خویش.

در این دیدگاه، مرگ، نشانی از هستی مقید انسان و هستی مطلق الهی دارد; هستی للهی و الی اللهی; هستی‏ای که ریشه در ملک و ملکوت دارد و به هلک و هلاکت منتهی می‏گردد; یعنی که مرگ - در واقع - نشان هستی انسان است و البته علامتی بر جوهر و حقیقت الهی انسان; حقیقتی پیوسته و وابسته به مبدا هستی بخش:

«و قیل له علیه السلام: کیف تجدک یا امیرالمؤمنین؟ فقال علیه السلام: کیف یکون حال من یفنی ببقائه و یسقم بصحته و یؤتی من مامنه‏» ؛ (16)

به امام علیه السلام گفتند: ای امیرالمؤمنین، خود را چگونه می‏یابی؟ فرمود: چگونه‏است‏حال‏کسی‏که‏دربقای خود ناپایدار و در سلامتی‏اش بیمار است و در آن‏جا که آسایش دارد، مرگش فرا می‏رسد؟ !

بنابراین، مرگ نمودی از جلوه بقای ذات الهی و تباهی دنیای فانی است:

 

هستی دنیای فانی انتظار مردن است
ترک هستی ز انتظار نیستی، وارستن است

                                                                                                                              (صائب تبریری)

و این، حرکتی از عالم فنا به سوی عالم بقا است. و به بیان زیبای مولاعلیه السلام، معامله فنا به بقا، که فرمودند:

«. . . فاتقوا الله عباد الله، و بادروا آجالکم باعمالکم، و ابتاعوا ما یبقی لکم بما یزول عنکم» ؛ (17)

ای بندگان خدا، از خدا بپرهیزید و با اعمال نیکو به استقبال اجل بروید و با چیزهای از بین رونده دنیا، آنچه را که جاویدان می‏ماند خریداری کنید. و نیز در ادامه فرمود:

«. . . و استعدوا للموت فقد اظلکم، و کونوا قوما صیح بهم فانتبهوا و علموا ان الدنیا لیست لهم بدار فاستبدلوا. . . » (18)

آماده مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است و همچون‏مردمی‏باشید که بر آن‏ها بانگ زدند و بیدار شدند و دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند.

و از همین جاست که نزد آن حضرت، از دست دادن دنیای فانی بسی آسان‏تر از رها کردن سرای باقی است; چرا که:

« و موتات الدنیا اهون علی من موتات الآخرة‏» ؛ (19)

حضرت علی علیه السلام

از دست دادن دنیا آسان‏تر از رهاکردن آخرت است.

بدین‏سان، «مرگ‏» حرکتی حتمی و مستمر از دار ممر به سوی دارمقر است: «الدنیا دار ممر لا دارمقر» (20) و حرکتی است که با هر نفس، انسان را به سوی خود می‏خواند: «نفس المزء خطاه الی اجله‏» (21) حرکتی که پرده از پیوند لحظه‏ها با زندگانی کوتاه دنیوی برمی‏دارد: «و ان غایة تنقصها اللحظة‏» (22) (زندگی کوتاهی که گذشتن لحظه‏ها از آن می‏کاهد)

نتیجه آن‏که مرگ، حرکت مستمری از فنا به سوی بقا به حساب می‏آید. پس در این صورت، یاد مرگ نیز یاداوری و ذکر فنای دنیاست: نفس خود را با یاد مرگ آرام کن و آن را به اقرار فنای دنیا وادار نما(23). و صد البته که این ذکر نیز باید به کثرت، تداوم یابد که فرمود: «یا بنی، اکثر من ذکر الموت‏» (24)؛ ذکری که او را به علت اصلی آفرینش انسان - یعنی بقا در دار جاودانی - فرا می‏خواند:

« و اعلم یا بنی انک انما خلقت للاخرة لا للدنیا و للفناء لا للبقاء و للموت لا للحیاة‏» (25)

و از همین روست که غفلت از مرگ جایز شمرده نمی‏شود; چه این‏که «مرگ‏» ، از انسان غافل نمی‏گردد:

«و اوصیکم بذکر الموت و اقلال الغفلة عنه، و کیف غفلتکم عما لیس یغفلکم؟ ! » (26)

وبه‏هر حال، اگرچه انسان آن را فراموش کند، اما مرگ او را از یاد نمی‏برد: «و ان نسیتموه ذکرکم. » (27)

 

 

بود مرگ دنبال هر آدمی
نباشد همی غافل از او دمی
شهادت یقین بهترین مردن است
به سوی خدا ره چنین بردن است.

                                                                                                                                  (مثنوی)

 


 

 

پی نوشت :

1- این عبارت را در ضمن مطالبی که هنگام نبرد در جنگ صفین خطاب به سربازان خویش می‏فرمود، از آن حضرت نقل کرده‏اند: همانا مرگ به سرعت در جست‏وجوی شماست. آن‏ها را که در نبرد مقاومت دارند و آن‏ها که فرار می‏کنند، هیچ‏کدام را از چنگال مرگ رهایی نیست. همانا گرامی‏ترین مرگ‏ها کشته شدن در راه خداست. سوگند به آن که جان پسر ابوطالب در دست اوست، هزار ضربت‏شمشیر بر من آسان‏تر از مرگ در بستر استراحت، در مخالفت‏با خداست. (ر. ک. به: محمد دشتی، ترجمه نهج‏البلاغه، قم، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین‏علیه السلام، 1379، خطبه 123، ص 234. )

2- چنانچه بخواهیم بحث را به صورت دقیق‏تری دنبال کنیم، باید پیش از موضوع «مرگ‏» ، به بحث «انسان‏شناسی‏» نیز بپردازیم; یعنی نخست دیدگاه قرآن و سنت را درباره «انسان‏» دریابیم (انسان‏پژوهی) ، سپس به شناخت صحیحی از مرگ دست‏یابیم (مرگ‏پژوهی) و در نهایت، بر این مبانی، به موضوع «شهادت‏» از دیدگاه اسلام در منظر قرآن، سخن و سیره پیامبرصلی الله علیه وآله و علی‏علیه السلام برسیم(شهادت پژوهی(

3- دیوان‏حافظ، براساس نسخه علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، تهران، دوران، 1379، ص 200

4- 5- امید مجد، قرآن مجید با ترجمه منظوم، تهران، امید مجد، 1379، ص 72 / ص 589

6- حافظ، دیوان، ص 146

7- خوشا آنان که جانان می‏شناسند

طریق عشق و ایمان می‏شناسند

بسی گفتند و گفتیم از شهیدان

شهیدان را شهیدان می‏شناسند

ر. ک. به: خلاصه مقالات همایش سیمای شاهد در نهج‏البلاغه، به کوشش محمدرضا آقاملایی، تهران، شاهد، 1379، ص 77

8- بخشی از خطبه 156 نهج‏البلاغه که حضرت‏علیه السلام پس از پیروزی در جنگ جمل، برای مردم بصره ایراد فرمودند و در بخشی از آن، از گفت‏وگوی خویش با پیامبر خداصلی الله علیه وآله در مورد آرزوی شهادت سخن می‏گویند. (ر. ک. به: ترجمه نهج‏البلاغه، ص 290. (

9- مردم، به سخن عالم خداشناس خود گوش فرا دهید، دل‏های خود را در پیشگاه او حاضر کنید و با فریادهای او بیدار شوید. (ر. ک. به: نهج‏البلاغه، خطبه 108، ص 202. (

10- و بخرید چیزی را که برای شما باقی می‏ماند به چیزی که از دستتان می‏رود واز دنیا کوچ کنید که برای کوچ دادنتان تلاش می‏کنند و چون مردمی باشید که دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند. (ر. ک. به: نهج‏البلاغه، خطبه 64، ص 112. (

11- ر. ک. به: مرتضی مطهری، سیری در نهج‏البلاغه، قم، صدرا. ص 7.

12- « همانا من در میان شما چونان چراغ درخشنده در تاریکی هستم که هر کس به آن روی آورد، از نورش بهره‏مند می‏گردد. » ر. ک. به: نهج‏البلاغه، خطبه 187، ص 368

13- نهج‏البلاغه، خطبه 5، ص 50

14- 15- 16- نهج‏البلاغه، نامه 31، ص 524 / حکمت 99، ص 646 / حکمت 115، ص 650

17- 18- 19- 20- 21- نهج‏البلاغه، خطبه 64، ص 112 / همان / خطبه 54، ص 106 / حکمت 133، ص 656 / حکمت 74، ص 638

22- 23- بخشی از خطبه نهج‏البلاغه، ص 112 / نامه 31، ص 520

24- 25- 26- 27- فرازی از وصیت‏نامه آن حضرت‏علیه السلام به فرزندش امام حسن‏علیه السلام که در ادامه می‏فرماید: و به یاد آنچه به سوی آن می‏روی و پس از مرگ در آن قرار می‏گیری تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر، آماده باش، نیروی خود را افزون کن و کمر همت را بسته نگه‏دار که ناگهان نیاید و تو را مغلوب سازد. مبادا دل‏بستگی فراوان دنیاپرستان و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند; چرا که خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده و از زشتی‏های روزگار پرده برداشته است. (ر. ک. به: همان، نامه 31، ص 530) / همان / خطبه 188، ص 370 / حکمت 203، ص 672

منبع :

فصلنامه معرفت - تبیان

                                                    ادامه دارد ...

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر جزئیات کامل “ترور سعید کریمیان” مدیر جم تی وی + تصاویر اسرائیل از این آمار متنفر است!!! دستگیری عوامل کودتای ترکیه +عکس عکس/ اجساد کشته‌شدگان توسط ارتش ترکیه اولین تصویر اردوغان بعد از کودتا از شکست کودتای ترکیه خوشحال شویم یا پیروزی کودتا روایت تصویری از کودتای شبانه در ترکیه ماجرای پست اینستاگرامی محسن رضایی/ جانباز صد در صد یا شهید زنده؟ انتخاب آیت‌الله جنتی تو دهنی خبرگان پنجم به انگلیس بود آیت‌الله جنتی رییس مجلس خبرگان شد/ موحدی‌کرمانی و هاشمی‌شاهرودی نواب‌رئیس شدند

دیکشنری

کلمات کلیدی وبلاگ عکس (۸۳٤) سیاست (٧٢٤) مذهبی (٥٧٠) امام خامنه ای (٢٧٠) شهدا (٢٤٤) بین الملل (٢٢٤) اهل بیت (ع) (۱٤٥) دفاع مقدس (۱٤٢) صهیونیست (۱۳۸) فتنه (۱٢٥) نظامی (۱۱٧) پزشکی (۱۱۱) اجتماعی (۱٠٦) علمی (۱٠٠) امام خمینی (٩٧) تروریسم (٩٢) امنیتی (٩٢) اقتصاد (٩۱) تاریخی (۸۸) محیط زیست (۸۸) بیداری اسلامی (٧۸) سینما و تلوزیون (٧٦) فرهنگی (٦۳) وهابیون (٥٩) جریان انحرافی (٥٧) انقلاب اسلامی (٥٤) حجاب و عفاف (٥۳) ورزش (٤٦) فرهنگ غرب (٤۱) خبری (۳٩) دانشگاه (۳۸) شعر (۳٧) ازدواج (۳٦) نفاق (۳٥) عجایب (۳٥) حوادث (۳٤) آخرالزمان (۳۳) فرقه های ضاله (۳۳) فراماسونری (۳٢) انتخابات (۳۱) تکنولوژی (۳۱) جنگ نرم (۳٠) فلسطین (٢٧) حزب الله (٢٧) قرآن مجید (٢٧) بقیة الله الاعظم(عج) (٢٦) ولایت فقیه (٢٥) اطلاعات عمومی (٢٢) ایران (٢٢) سید حسن نصرالله (٢۱) هنر (٢٠) کاریکاتور (۱٩) تاریخ اسلام (۱٩) شیطان پرستی (۱٧) فیلم (۱٤) طنز (۱٤) دانلود (۱۳) هسته ای (۱۳) تهاجم فرهنگی (۱۳) اخلاقی (۱٢) بهائیت (۱۱) شهادت (۱٠) دکتر علی شریعتی (٩) استاد شهید مرتضی مطهری (٩) حدیث (۸) زندگینامه ائمه اطهار(ع) (۸) صوت (٧) موبایل (٦) بسیج (٦) افسانه هولوکاست (٦) مجلس شورای اسلامی (٥) موسیقی (٥) تروریست (٤) داستان کوتاه (٤) قوه قضائیه (٤) دشمن شناسی (۳) امر به معروف نهی از منکر (۳) صنعتی (۳) مناجات (۳) شهید محمد رضا طرازی (۳) معماری (۱)
دوستان من عصر59 یاران رهبر مشرق نیوز جوان آنلاین روزنامه کیهان امام صدر نیوز فدایی سید علی شهید محمد رضا طرازی فطرس(پايگاه هاأت رایةالعباس) حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری داستان های پند آموز قرآنی باشگاه خبرنگاران جوان نقشه آنلاين مشهد خبرگزاری فارس سایت گرداب پرشين بلاگ سایت تبیان مبارز كليپ مدافع کلیپ جهان نیوز فطرسیان رجانیوز فاخته فاصله