مرگ سیاسی پدر در دستور کار فرزندان !

 

شاید بعضی ها فکر می کنند که اتفاقات اخیر پیرامون هاشمی رفسنجانی و خانواده اش مربوط به انتخابات است اما به نظر می رسد که عمق این ماجرا بیشتر از مساله انتخابات است. بعضی دیگر نیز این اتفاقات را به انتخابات دوره قبل نسبت می دهند و می گویند که هاشمی رفسنجانی با قصد انتقام از احمدی نژاد اینگونه به صحنه وارد شده است و در ادامه چنین اتفاقاتی را رقم زده است. گروه دیگری معتقدند که رفسنجانی بخاطر موسوی خود را هزینه می کند در حالیکه مشی وی از ابتدا تاکنون نشان داده است که رفسنجانی اهل هزینه کردن خود برای دیگران نیست. اما نگاهی به اقدامات و تحرکات افراد خانواده رفسنجانی شاید بتواند تحلیل این رفتار رفسنجانی را ساده تر کند.

 

پس از آغاز رقابتها در دوران انتخابات ریاست جمهوری فائزه هاشمی به شدت به احمدی نژاد حمله کرد. شدت برخورد فائزه به نحوی بود که گویی فشاری شدید را تحمل می کند. فائزه هاشمی حتی برای انتخابات دور قبل که پدرش بعنوان نامزد انتخابات در صحنه بود اینچنین شدت و حدت به خرج نداد. وی پس از انتخابات نیز در اغتشاشات و آشوبها حضوری جدی و انکار ناپذیر داشت و حتی چندین بار در مکانهای مختلف بازداشت شد. اما به سبب اینکه اینان خود را شهروند درجه یک می دانند و بعضی از مسئولین نیز به این تعریف احترام می گذارند آزاد شد. در آن ایام همسر هاشمی رفسنجانی و افراد دیگری نظیر همسر مرعشی (برادر زن هاشمی رفسنجانی) نیز در کنار فائزه هاشمی بودند و در برخی تجمعات و آشوبها حضور داشتند. این در حالی است که در طول سالهای گذشته و بویژه سالهای اخیر هیچیک از فرزندان و همسر و بستگان نزدیک رفسنجانی در خیابانها دیده نمی شدند.

 

برخی هنوز هم حضور این افراد در خیابانها را در حد شوخی می دانند چرا که شهروندان درجه یک در خیابانها اینچنین ظاهر نمی شوند چه برسد به خوردن ساندویچ در شب هنگام آنهم در خیابانی که همه مغازه هایش از ساعت 4 بعداز ظهر تعطیل بوده اند !. جالب است که در این چند سال اخیر این افراد حتی در یادبودها و مراسمی چون راهپیمایی 22 بهمن، راهپیمایی روز قدس و حتی در نماز جمعه ها نیز حضور چندانی نداشته اند. شاید شرکت در این مراسم برای شهروندان درجه یک ممنوع باشد کسی چه می داند !.

نقش پسران هاشمی نیز در این اتفاقات کمابیش روشن است هرچند که ایشان نیز بواسطه برخی حمایتها تاکنون دستگیر نشده اند اما اخبار و اطلاعات منتشر شده در ایام قبل و بعد از انتخابات حکایت از برنامه ریزیها و ساماندهی های فرزندان هاشمی رفسنجانی در برخی زمینه ها دارد. حتی در حوادث یکی دو روز گذشته نیز همسر مهدی هاشمی بازداشت شده که ایشان نیز با استفاده از رانت شهروند درجه یک آزاد شده است.

حال که این افراد اینچنین آشکارا به صحنه آمده اند و حتی در خیابانها ظاهر می شوند و اقداماتی را ترتیب می دهند اینکه بگوییم این تلاشها و تحرکات فقط برای انتخابات است یا برای حمایت از موسوی است چندان توجیهی ندارد.

براستی آیا واقعا عقبه ای برای ایشان باقی مانده است که همسر و فرزندانش را در خیابانها و تجمعات روانه می کند یا اینکه خواسته ها و منافع این جمع کوچک ایجاب می کند که چنین رفتار کنند.

اما آنچه هاشمی رفسنجانی را شهره سیاستمداران کرده است لحاظ کردن منافع در سیاستها و تصمیم گیریهایش است. البته بعضی ها بجای کلمه منافع از مصالح استفاده می کنند اما به نظر نویسنده منافع و مصالح وقتی در کنار هاشمی رفسنجانی قرار می گیرند معنای تقریبا یکسانی پیدا می کنند چرا که وی در گره زدن منافع و مصالح در میان سیاسیون و فعالان این عرصه شهره است. اما در این مقطع از تاریخ به نظر می رسد که منفعت طلبی فرزندان هاشمی به مراتب بار بیشتری نسبت به منفعت طلبی خود وی دارد. تا همینجا نیز فرزندان هاشمی از چتر حمایتی وی در تمام زمینه ها برخوردار بوده اند اما به خوبی می دانند که اگر این چتر به نوعی از سرشان برداشته شود یا حتی سایه آن محدود شود عملا منافع مورد نظر ایشان تامین نخواهد شد و چه بسا بسیاری از منافع ایجاد شده نیز از دست برود. شدت منفعت طلبی فرزندان و بستگان هاشمی به حدی است که در بسیاری از موارد هاشمی را نه تنها به رویارویی با دولت بلکه به رویارویی با نظام کشانده است.

در هر حال از شواهد و قراین به نظر می رسد که هاشمی رفسنجانی خواسته یا ناخواسته به نوعی باج خواهی و منفعت طلبی فرزندانش گرفتار شده است که موجبات مرگ تدریجی وی در عرصه سیاسی اجتماعی را فراهم می سازد فقط باید دید که این روند چقدر زمان نیاز دارد. البته عامل دیگری که می تواند در تسریع یا تاخیر این روند موثر باشد برخورد نهادهای مسئول نظام با فرزندان و بستگان متخلف هاشمی است.

براستی تا کی مردم باید شاهد برخورداری این افراد از حقوق ویژه باشند و مسئولین نیز در اعطای این حقوق در برابر ملت سر خود را بالا بگیرند. مدارا با افرادی که به هر دلیل و با هر نیتی به جان جامعه افتاده اند و هر روز موضع مخالف خود را در مقابل مردم و نظام آشکارتر می سازند تا کی در دستور کار آقایان قرار دارد. شاید برخورد مسئولین با فرزندان و بستگان هاشمی بتواند وی را در بازیابی مجدد خود کمک کند و البته روی دیگر این سکه آن است که با انجام چنین برخوردی هاشمی از موضع کنونی نیز فراتر برود و مرگ سیاسی خود را زودتر از آنچه پیش بینی می شود رقم بزند. در هر صورت این حق مردم است که با متخلفان از هر طبقه و مقامی که هستند برخورد شود همانطور که با مردم عادی اینگونه عمل می شود.

/ 0 نظر / 11 بازدید