ما به خدا اعتقاد نداریم چرا به ما "خداجو " گفته‌ای؟

ابوالحسن بنی صدر ضدانقلاب پاریس نشین درباره بیانیه اخیر موسوی گفت: بیانیه اخیر موسوی یک عمل تاکتیکی جهت ایجاد مصونیت برای خود و ادامه جنبش است.
وی در عین حال افزود: وقتی موسوی از نظریه عدم مشروعیت دولت به نظریه تسلیم دولت در برابر مجلس و قوه قضائیه می‌رسد، ادامه این روند راهی جز تسلیم تمام قد موسوی ندارد و در هر صورت باعث بازنده شدن موسوی می‌شود.
وی گفت: چون من استقامت کروبی و میرحسین را ستایش کرده ام، دلم نمی خواهد این استقامت بشکند!
اما یک نویسنده سایت سکولاریسم نو از زاویه "مغشوش و آشفته بودن " به بیانیه موسوی نگریست و نوشت: ساعت‌ها طول کشید تا توانستم بعد از چند بار خواندن بیانیه، فکرم را برای نوشتن تحلیل متمرکز کنم چراکه از موسوی انتظار چنین بیانیه‌ای نمی‌رفت. این بیانیه پس از تظاهرات دولتی صادر شده و اکنون جریان تندرو حکومت می‌تواند به همه در نظام اثبات نماید که روش قاطعیت صحیح بوده است. ... آیا نظر جنبش به مبارزه عوض شده است؟ آیا به نظر موسوی تمام افراد شرکت کننده در تظاهرات روز عاشورا ]آشوبگران[ "مردمی خداجو " بودند؟ اگر چنین است پس ایشان به ایران آزاد با تمام افکار اعتقادی ندارد. به هر حال همان که خود آقای موسوی گفت جنبش منتظر اطلاعیه نمی‌ماند.
سکولاریسم نو خطاب به موسوی اضافه کرد: تعبیر "جریان‌های منحوس منافقین " در بیانیه چه لزومی داشت؟ آیا می‌دانید گروه‌های دیگری همچون سلطنت طلبان، کمونیست ها و... نیز هستند که مخالف رژیم بوده و در مبارزه شرکت دارند؟ کسانی در جنبش هستند که اعتقادی به مذهب و ولایت فقیه ندارند و نیز کسانی هستند که حتی بهایی اند. معلوم نیست چه به روز موسوی آمده که ملتمسانه راضی شده " یک جوی کوچک زلال در این بین می‌تواند مغتنم باشد " را در انتهای بیانیه‌اش بیاورد. او بیانیه‌ای بسیار ضعیف‌تر از بیانیه‌های قبلی داده است... بهتر است موسوی کار را برای خود و جنبش مشکل‌تر نکرده و با اثبات به رژیم مبنی بر اینکه رهبری جنبش را ندارد، خود را کنار بکشد.
شکوه میرزادگی از دیگر عناصر ضدانقلاب هم در سایت گویانیوز، بیانیه موسوی را "ابهام آفرین " توصیف کرد و نوشت: مقالات علمی یا سیاسی و اجتماعی به خصوص بیانیه‌ها، اثر ادبی نیستند که موجب ابهام و تفسیرپذیری شوند.
این ابهام باعث می‌شود که بیانیه باید با رمل و اسطرلاب خوانده و رمزگشایی شود. حالا دوستان نزدیک ایشان نظیر آقای سازگارا و مخملباف مانند خیلی های دیگر ناچار شده اند در مورد اینکه آقای موسوی چه می خواهد بگوید توضیح دهند. من اصلاً قصد ارزشگذاری ندارم بلکه می خواهم نشان دهم که یک فعال سیاسی اپوزیسیون قادر نیست به زبانی سخن بگوید که مخاطبین او (ملت ایران)، محتوا و پیام آن را درک کنند. تصور من این است که این بیانیه علاوه بر فرار از خطرات احتمالی، نوعی به نعل و میخ زدن و باز گذاشتن راه فرار برای خود نیز هست. در نوشته های قبلی آقای موسوی، پیام روشن تر بود، یعنی آن زمان که تصور می شد جنبش سبز یکنواخت و یکدست است. اما روز به روز گفته های ایشان گرفتار ابهام بیشتری شد و کار به جایی رسید که در مورد آخرین بیانیه ایشان، عقلاً باید بنشینند و به ضرب و زور تخیل و جعل و مصلحت، سخنان کسی را که خوشبختانه سالم و زنده است، توضیح دهند]![
در این میان سایت روزنت در تحلیل خود از بیانیه موسوی نوشت: سوزاندن عکس آیت‌الله خمینی، حمله به جنبش سبز را بیشتر کرد و فضایی را به وجود آورد که بخش بیشتری از اصولگرایان را علیه جنبش سبز بسیج کرد. با برگزاری اعتراضات ]آشوبگری و حرمت شکنی[ روز عاشورا و حوادثی که در آن اتفاق افتاد، رسانه های دولت ]نظام[ توانستند کمپین بزرگی علیه موسوی، کروبی و خاتمی به خاطر "حرمت شکنی در روز عاشورا " به راه بیندازند. به عبارتی برای اولین بار طی 6 ماه گذشته، اجماعی در بین بخش عمده ای از حاکمیت، دولت و اصولگرایان بر سر بازداشت "سران فتنه " به وجود آمد. حکومت توانست بدنه اجتماعی را هم به صحنه بکشاند. آنها در بهترین موقعیت طی 7 ماه گذشته قرار گرفتند. آنها موفق شده بودند فضا را حداقل در بین خودی ها برای برخورد با موسوی و کروبی مهیا کنند. موسوی با خطرناک ترین و سخت ترین شرایط در 7 ماه گذشته مواجه شد. بیانیه به نظر می رسد تحت تاثیر چنین شرایطی صادر شده.
سایت ضد انقلابی روزنت قصد بیانیه را "شوت کردن توپ در میدان حریف یکدست "، "وسوسه میانه روها " و "ایجاد تزلزل و شکاف در اجماع اصولگرایان " عنوان کرد و محسن رضایی را مثال زد که "شتابزده و فوراً بیانیه موسوی را مغتنم دانست ". این سایت البته اشاره ای به این واقعیت نکرد که هیچ کس- جز محسن رضایی که وارد بازی موسوی شد- جای اصل و فرع را در ماجرا اشتباه نگرفت. قاطبه اصولگرایان جرم موسوی را پس از مشاهده حرمت شکنی روز عاشورا و تظاهرات چند ده میلیونی عاشورائیان و "مردم خداجو " توصیف کردن حرمت شکنان، سنگین تر می دانند و صرفاً با مواخذه و مجازات این عنصر ورشکسته آرام می گیرند. از نگاه ملت عاشورایی ایران، با کسی که بانی شکستن حرمت امام حسین(ع) و حرمت ارزش ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی و معارضه با قانون اساسی بوده، جز با زبان اقتدار و مجازات نمی توان سخن گفت.

/ 0 نظر / 12 بازدید