شعر محرم

  هر شب که بادو دیده تر گریه می کنم

 

با اشک نه به خون جگر گریه می کنم

 

سینی به دست در به در هییتت شدیم

 

این ارث مادریست اگر گریه می کنیم

 

عمریست زیر بیرقتان پا گرفته ایم

 

یک قطره اشک داده و دریا گرفته ایم

 

شالی که بسته ایم برای عزایتان

 

از ریشه های چادر زهرا گرفته ایم

 

صاحب عزا کجاست امشب شب عزاست

 

با گریه بین روضه تان جا گرفته ایم

منبع: taha123.parsiblog.com

/ 0 نظر / 10 بازدید