اهداف طرح خاورمیانه بزرگ

۱-۱- امنیت و مشروعیت بخشیدن به اسراییل

به گفته ویلیام فاف، طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، فوریت حل مسأله فلسطین را از اولویت می‌اندازد، زیرا چالش‌های فراوان دیگری، در خاورمیانه هستند که مسأله فلسطین، در کنار دیگر چالش‌ها و مشکلات خاورمیانه باید حل شود. محافظه‌کاران کاخ سفید تلاش می‌کنند که از تاکتیک استتار استفاده کنند و بزرگ‌ترین مشکل خاورمیانه را در ردیف دیگر مشکلات به شمار ‌آورند.۱

   ۲-۱- تغییر رهیافت سخت افزاری به نرم‌افزاری

امریکا، هرگز نمی‌تواند از منافع راهبردی خود در خاورمیانه چشم پوشی کند. بنابراین طبق قاعدة هزینه و فایده، طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، رهیافت جایگزینی نرم‌افزارها به جای سخت‌افزارها را دنبال می‌کند.

دخالت نظامی و سخت‌افزاری امریکا در خاورمیانه، هزینه اقتصادی و حیثیتی سنگینی را، بر دولت امریکا، بار کرده است. از نظر افکار عمومی جهان، امریکا به خاطر دخالت در عراق و افغانستان، اشغالگر به شمار می‌رود. از این رو مقامات کاخ سفید شیوه نرم‌افزاری تقویت مطبوعات، جامعه مدنی، دموکراسی توده‌ای و طرح‌های آموزشی را برای توجیه حضور خود در خاورمیانه، در دست گرفتند تا هم هزینه اقتصادی حضور خود را در منطقه کاهش بدهند و هم از آسیب دیدن بیشتر اعتبار (Prastige) خود جلوگیری کنند.

  ۲- اهداف اقتصادی

طرح خاورمیانه بزرگ امریکا در بعد اقتصادی نیز چند هدف را دنبال می‌کند:

   ۱-۲- تأمین انرژی غرب

با توجه به این که خاورمیانه، مهم‌ترین منبع انرژی نفت و گاز جهان است، امریکا در طرح خاورمیانه بزرگ، از راه تغییرات و سیاستگذاری‌های موردنظر خود، می‌خواهد جریان آزاد و ایمن نفت را به کشورهای دیگر تأمین کند که این خود، دو هدف خردتر را پیگیری می‌کند:

  ۱-تأمین دو سوم انرژی موردنیازامریکاازاین منطقه.   ۲-تأثیرگذاری برسیاست خارجی کشورهای اروپایی و ژاپن و ...

هنگامی که امریکا بر سرچشمه‌های نفتی، در خاورمیانه تسلط داشته باشد، کشورهای نیازمند به نفت در سیاست خارجی و بین‌المللی خود منافع و خواسته‌های امریکا را در مجامع بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد، شورای امنیت و ... باید در نظر داشته باشند. دیدگاه قدیمی که تسلط بر خاورمیانه را برابر با تسلط بر تمام جهان می‌دانست، امروز عینیت یافته است.

   ۲-۲- بازارهای منطقه

خاورمیانه به دلیل منابع انرژی و درآمدهای آن و با توجه به افزایش جمعیت مصرف کننده، بازار پرسودی را برای کالاهای تولیدی در کارخانه‌های آسیا، اروپا و امریکا، پدید آورده است. بنابراین، سلطه بر خاورمیانه به عنوان شاهرگ اقتصادی و شاهراه حمل و نقل جهان امتیاز بزرگی به شمار می‌رود که امریکا در طرح خاورمیانه بزرگ آن را پیش ‌بینی کرده است.

   ۳- اهداف فرهنگی

از نظر فرهنگی، بیشتر مردم خاورمیانه، پیرو دین و فرهنگ اسلام است که با فرهنگ لیبرال دموکراسی غرب، سازگاری ندارد. طرح خاورمیانه بزرگ امریکا کوشش می‌کند که با نهادینه کردن آموزه‌ها و ارزش‌های لیبرال دموکراسی، بینش فرهنگی و اندیشگی مردم خاورمیانه را تغییر بدهد. از این رو طرح خاورمیانه بزرگ در گام نخست آن لایه‌های اجتماعی را هدف گرفته است که زمینه و استعداد تغییر بینش و نگرش در آن‌ها بیشتر فراهم است. مانند نوجوانان و جوانان از نظر آموزشی و زنان از نظر حقوقی که – بدبختانه – در جهان اسلام، به ویژه خاورمیانه، بر اساس قرائت مردسالارانه از آموزه‌ها و گزاره‌های دینی، زنان ازحقوق اولیه خود مانند آموزش، فعالیت‌های اجتماعی و حتی مالکیت خصوصی – در برخی کشورها – محروم بوده‌اند.

 

   ۴-اهداف  جغرافیایی

در متن طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، تنها به اصلاحات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه خاورمیانه بزرگ پرداخته شده و از اصلاحات جغرافیایی سخن به میان نیامده است. اما تغییر مرزهای جغرافیایی و سیاسی خاورمیانه یکی از اهداف مهم امریکا است. چنانکه کالین پاول، درباره یورش امریکا به عراق گفته بود:

«هدف از حمله امریکا به عراق تغییر نقشه خاورمیانه و ایجاد یک خاورمیانه جدید است».

ریچارد پرل، رییس گروه مشاوران پنتاگون، وزارت دفاع امریکا در این باره گفته بود، هدف امریکا، در خاورمیانه باید تغییر نقشه سیاسی و جغرافیایی منطقه باشد۲

در ادامه این خطّ مشی، رالف پیترز، سرتیپ دوم بازنشسته ارتش امریکا، در مقاله‌ای در یک نشریه الکترونیکی وابسته به وزارت دفاع امریکا، خواستار تغییراتی در نقشه جغرافیایی خاورمیانه شد.

هدف امریکا از اصلاحات جغرافیایی که در مقاله رالف پیترز و نقشه جدید خاورمیانه آمده است، فرایند ملت سازی است. همان گونه که استعمارگران اروپایی، پس از جنگ جهانی نخست، مرزهای موردنظر خود را بر خاورمیانه تحمیل کردند و مردم خاورمیانه، از این ناحیه تا کنون زیان‌ها و کشتارهای ده‌ها جنگ و درگیری را دیده‌اند. این بار ایالات متحده امریکا می‌خواهد از راه «هر ملت یک کشور» این فرایند خطرناک را دنبال‌کند تا مردم بر سر اختلافات مرزی و ارضی درگیر شوند و امریکا از این آب گل آلود، ماهی مقصود خود را شکار ‌کند.

طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، در قالب حمایت از توده‌های قومی و مذهبی محروم کرد، بلوچ، ترک، شیعه و ... می‌خواهد زمینه تحقق آرزوها و اهداف بلند مدت امریکا را فراهم کند و نگذارد کشور مقتدری در خاورمیانه، به وجود بیاید که منافع امریکا را، تهدید کند. از این رو می‌بینیم در نقشه خاورمیانه جدید، ایران و عراق که در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، دو قدرت مهم و متوازن کننده به شمار می‌آیند، بیش از هر کشور دیگری تجزیه و پاره پاره شده‌اند

New Map Of Iran! Newer Quit the Fight

 در نقشه جدید خاورمیانه، کشورهای منطقه گرفتار دو نوع تغییرات می‌شوند:

  الف - تولد کشورهای جدید با نام و عنوان‌های جدید:   ۱- کشور کردستان.

این کشور از بخش‌های کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه، تشکیل شده که از دیاربکر ترکیه تا تبریز ایران امتداد یافته است. رالف پیترز، کشور کردستان را امریکایی‌ترین کشور در گستره بین بلغارستان و ژاپن می‌داند.

  ۲- کشور بلوچستان.

این کشور از بخش‌هایی از سیستان و بلوچستان ایران، کویته بلوچستان پاکستان و استان نیمروز افغانستان به وجود می‌آید.

  ۳- دولت مقدس (sacred) مکه و مدینه.

این دولت، در شهرهای مکه و مدینه عربستان سعودی، در کرانه دریای سرخ، بر روی نقشه دیده می‌شود. این کشور، برای مسلمانان، مانند واتیکان برای مسیحیان خواهد بود.

  ۴- کشورهای عراق شیعه و عرب سنّی.

عراق کنونی،  به سه کشور با اقلّیت‌های قومی و مذهبی تجزیه شده، در نقشه دیده می‌شود. عراق سنی در منطقه شمالغرب عراق ، به نام کشور عرب سنی، عراق شیعه در جنوب عراق به اضافه شرق اروندرود ایران، دیده می‌شود. کشور عرب سنی، از منابع نفتی در جنوب و خلیج فارس محروم می‌شود. کردستان عراق هم به کشور بزرگ کردستان در خاورمیانه تعلق می‌گیرد.

   ب – تغییرات منطقه‌ای.

در نقشه جدید خاورمیانه، افزون بر پدید آمدن کشورهای جدید، کشورهای موجود در این منطقه نیز از نظر گستره قلمرو دچار دگرگونی ، انقباض و انبساط می‌شوند:

۱- مناطق ترک زبان تبریز و اردبیل ایران، به جمهوری آذربایجان می‌پیوندد.

۲- استان‌های هرات، فراه و بادغیس افغانستان، از شرق بر ایران افزوده می‌شود.

۲- مناطق قبایلی پشتون که مورد اختلاف پاکستان و افغانستان است، به افغانستان تعلق می‌گیرد.

منبع:  www.namak.blogfa.com/post-71.aspx

/ 1 نظر / 308 بازدید
علی

نقشه زیاد خنده داراست تبریز واورمیه را کردستان فرض کرده اند یه دفعه اردبیل وزنجان رو هم به کردستان وصل میکردند ونام آذربایجان راروش میذاشتن بهترمیشد.مناطق آذربایجان ایران تعریف شده است یک وجب ازاخاکمان رابه کردهای آمریکایی نمیدهیم.برعکس کردها همواره تحت مالکیت آذربایجانیها بودند